نفس سرد
در قفس ماندم ولی صیاد ازادم نکرد اتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد ارزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد... و ازدحام کلام فصل سرگیجه منم انسان که انعکاس زمزمه ام غرور کوه می شکند و استخوان های تاریخ در دست هایم موم می شود گور باد هاست دشت صدای من این صدای مجروح مکرر من است که بلوغ زخمی خود را نظاره می کند سر راهت.! ای کاش گل سرخی بودم.! تو مرا می دیدی.! و دلت ارام.! به من می خندید.! و همان لحظه.! مرا میچیدی.!
یه شمع رو به بادم
خسته از این زمونه
فریاد گریه دارم
شده فضای سینه
سیه چو روزگارم
از همه دل بریدم
دل به کسی ندادم
عاشق شدم به چشمات
دادم دل و به رویات
رفتی و پا گذاشتی
به سادگی رو حرفات
با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه
با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه
تموم زندگیمو
به چشمای تو دادم
عمری به پات نشستم
دل به کسی ندادم
منتظرم که روزی
تو باشی در کنارم
عاشق شدم به چشمات
دادم دلو به رویات
رفتی و پا گذاشتی
به سادگی رو حرفات
با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه
با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه
تموم زندگیمو
به چشمای تو دادم
عمری به پات نشستم
دل به کسی ندادم
منتظرم که روزی
تو باشی در کنارم
عاشق شدم به چشمات
دادم دلو به رویات
رفتی و پا گذاشتی
به سادگی رو حرفات
با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه
خوشیهایت را برای من بنویس
تاریکیهایت را برای من بنویس
حالا میبینی که کتابی داری
از نگفته هایی که هرگز به زبان نیاوردی
من عشق هستم ولی معشوق ندارم این را برای ما بنویس
همیشه قبل از سلام به خداحافظی فکر کن این را هم برای ما بنویس
در اخر میگویم عشق یک سراب است که ممکن است به واقعیت بپیوندد .
| Design By : Night Melody |


